تبليغاتX
مو سم يار - ای منتظر نگاه کن

مو سم يار

بيا بيا كه سوختم ز هجر روي ماه تو تمام عمر دوختم دو چشم خود به راه تو

ای منتظر نگاه کن

موضوع فلسطين سالهاست كه ورد زبانها شده و گوشهايي كه ديگر آ نچه كه بايد بشنوند را نمي شنوند و چشم هايي كه ديگر آ نچه كه بايد ببينند را نمي بينند .

فلسطين شهر عشق سالهاست كه شاهد پر پر شدن فرزندانش مي باشد اين مادر شكسته دل ساليان سال است كه با چشمي گريان رو به سوي افق مي نگرد

سا ليان سال است كه به هنگام سپيده دم با آ ه اسارت سر بر سجده عشق مي سايد سا ليان سال است كه زمزمه درونش آ زاديست

ساليان سال است كه تكه تكهً وجودش را براي آ زادي و پرواز به آ سمان عشق نثار مي كند ساليان سال است كه دروازه هاي عشق رو به سوي عاشقان اين مادر سپيد ابرو گشوده شده است .

سا ليان سال است كه كر كس ها در حريم پاك و ملكوتي آ سمان دل اين مادر خسته دل پرواز مي كنند .

و ساليان سال است كه بلبلان عاشق در فراق گلستان مادر با چشم گريان به خواب مي روند .

اگر نگاه كنيم مي فهميم كه ديگر غوغاي خنده اي نيست ديگر آ سوده خاطر بودن در نگاه هاي چكاوكان نيست . شب پردهً سياهي خود را بر فراز چشمان كبوتران عشق گسترانيده است و آ نها را حيران آ وارهً ... .

ولي ما نگاه نكرديم پرده سكوت را بر لبان خود كشيديم و از پس اين پرده زبان زبان گشوديم .

حال دوباره فلسطيني ديگر

اينبار نوبت لبنان شده است كه زير عصيان گري اين گر گان گرسنه دريده شوند

نگذاريم كه اسرائيل و حاميانش به اهداف شوم خود جامهً عمل بپوشانند.

يا ابا صالح المهدي ادركني

اين شعر تقديم به عاشقاني كه مرغ دلشان به سوي هواي رضا پر كشيده است:

كاش مرا به لطف خود در حرمت صدا كني

درد مرا يكي يكي از كرمت دوا كني

مرغ دلم كشيده پر تا به حريم امن تو

تا كه تو ضامنم شوي آهوي من رها كني

روز تو را صدا كنم شام تو را ندا كنم

تا كه به نور شعشعت كلبهً من صفا كني

شاه تويي ، ماه تويي، بر همه آ گاه تويي

عاشق سرگشته منم حاجت من روا كني

من كه به خود نيامدم عشق تو مي كشد مرا

باز به پاي خود نيم تا كه مرا شفا كني

ذكر تو بر مصائبم گشته گره گشاي آن

تا به اميد اين كه تو از همگان جدا كني

سائل كوي تو منم زائر روي تو منم

آ مده ام كه تو مرا از نظرت رضا كني

كعبه نصب من نشد سالك بي نوا منم

كاش صفا و مروه را در حرمت به پا كني

وصل تو آ رزوي من عشق تو آ بروي من

مهر تو در سبوي من گر نظري به ما كني

بي تو نه زندگي كنم بي تو نه مردگي كنم

تا كه به جود خود مرا كرشمه اي عطا كني

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 5:30  توسط راهيان عشق  |