تبليغاتX
مو سم يار -

مو سم يار

بيا بيا كه سوختم ز هجر روي ماه تو تمام عمر دوختم دو چشم خود به راه تو

بسم رب المهدي

 در  وبلاگ برادر خوبم كه لينكش در زير است مطلبي را خواندم که حقیقت خاموشی را روشن می سازد به

 فكر افتادم كه چرا من ساكت باشم.

 http://www.fadaianemahdaviat.parsiblog.com

با مقدمهً برادر عزيزم شروع مي كنم . خدايا خودت از كوتاهي و غفلت من بگذر.

مسابقات جام جهاني به پايان رسيد يادش بخير يك ماه شور واشتياق يك ماه هيجان و... به پايان رسيد.

همهً ما روز وشب با شوق خاصي مي نشستيم پاي تلويزيونامون اگر هم برق نبود با هر ترفندي بود خودمونو

 مي رسونديم خونهً اقوام براي ديدن مسابقات فوتبال، هم حرص مي خورديم هم كيف مي كرديم هم

 مي خنديديم تا تيم مورد علاقمون گل مي زد تا هم گل مي خورد اشك تو چشمامون جمع مي شد .

يادش بخير چه بحثها و چه جنجالهايي سر تيم ملي داشتيم اصلا تا يه مدتي تا بي كار بوديم از تيم ملي

 مي گفتيمو از همشون انتقاد مي كرديم ولي خب اينا هم مثل همهً اتفاقهاي روزانه روزي مي ياد و روز بعد

 مي ره واز خاطره ها فراموش مي شه ، همهً مردم دنيا هم مثل ما هستند.

اما يكم اونورتر درست تو فلسطين تو اين يك ماه وضعيت با جاهاي ديگه فرق داشت.

اونا نتونستند مثل ما بنشينند پاي تلويزيوناشون و فوتبال ببينند ما غرق خنده و شادي و سرگرمي بوديم او نا

 هم زير لگدهاي توپ و تانك و تفنگ له مي

شدند . چندين دهه است كه جاي فلسطيني ها تو جام جهاني خاليه.

مگر نه اينكه مسابقات فوتبال جام جهاني خودش بهانه اي بود براي صلح جهاني براي اينكه هر چهار سال

 مردم جهان دور هم جمع بشوند و با هم به تشويق تيم هاي مورد علاقشون بپردازند با هم بگند و بخنند و با

 فرهنگهاي همديگه آشنا بشوند .

اما حالا چي مي بينيم؟

بجاي صلح تماشاچيان به جون هم مي افتند ، خود بازيكنان تو زمين بازي به هم توهين مي كنند براي برد به

 قصد مصدوم كردن تيم حريف رو پاي همديگه ترك مي رند و ... .

اسرائيل درست تو همين يك ماه شدت حملات خود را چند برابر كرد اما آيا صداي كسي بلند شد.

شد تو اين مسابقات براي همدردي هم شده يك بار فقط يك بار پرچم فلسطين را به احتزاز در بياورند اونوقت

 خودشون را مدعي حقوق بشر مي دانند!

اصلا چرا راه دوري مي ريم چرا تيم ملي خودمون اقدامي نكرد چرا اونا كاري نكردند كه مردم تو ورزشگاه

 بجاي مسابقات فوتبال به ياد فلسطيني ها بيفتند.

چطور مردم آلمان براي كشته شدن يك خرس اعتراض كردند ولي يادشون نبود كه تو فلسطين خيلي راحت

آدما كشته مي شند آيا ارزش مردم فلسطين از يك خرس آلماني كمتره؟ اصلا كسي اون موقع صداشو بلند

كرد كه عمل صهيونيست ها را محكوم كنه.

فقط تنها كساني كه صداي اعتراض خود را بلند كردند و كرده اند خا خام هاي يهودي بودند ، بگذريم... .

به خدا اگر خود آقا بياد اولين باز خواستي كه از ما به اصطلاح منتظران مهدي مي كنه اينه كه چرا نسبت ب

ه برادران و خواهران فلسطيني خودتون بي خيال بوديد .

برادران و خواهران بيا ييد دل آقا را شاد كنيم .

دنياي غرب به جرم اينكه حكومت ايران به مبارزان فلسطيني كمك مي كنه به حكومت ايران مي گه تروريسم

 بگذاريد به ملت ايران هم بگند تروريسم كه البته اين را هم مي گو يند.

به خدا كه همهً ما به حضور آقامون نياز داريم چرا كه هممون تو خواب غفلتيم.

خلاصه اينكه تا وقتي همهً مردم دنيا با هم در مقابل ظلم يك صدا نشوند به قول برادر خوبم ما همچنان در پردهً غفلت مي مانيم به خدا كه آقا در پردهً غيبت نيست اين چشماي ماست كه حضور ايشان را نمي خواهد.

اينهمه مي رويم جمكران براي ظهور آقا دعا مي كنيم ، براي نبودنش شب و روز بي قراري مي كنيم اما آيا يكي از ما صدامونو بلند كرديم و جلوي ظلمي كه داره مي شه ايستاديم .

منتظر واقعي كسي هست كه نه ظلم مي كنه و نه اجازه مي دهد كه كسي به او ظلم كند ، آيا ما اينطور بوده ايم؟

تا وقتي كه خودمان را مصداق يك منتظر واقعي نكنيم آقا نمي ياد ، زيرا كه آقا وقتي بيايند براي دادگري و

براي انتقام مي آيند انتقام تمام خونهاي بي گناهي كه ريخته شده آن هم به نا حق .

تا وقتي كه ما عدالت خواه و دادگر نشويم آقا نمي ياد چون ياري نداره .

يا مهدي 

بيا جانا كه جانا خواهد آمد                امير شاه خوبان خواهد آمد

بر اين دنياي ظلماني سر انجام       شهي چون ماه تابان خواهد آمد

گرفتاران پريشانان بياييد                كه شاه غمگساران خواهد آمد

الا اي بي پناهان ناله تا  كي          پناه بي پناهان خواهد آمد

بگو از ما به جمع مستمندان        كه شاه فضل و احسان خواهد آمد

مريضان دردمندان مژده بادا          طبيب درد و درمان خواهد آمد

مكش اي دل ز هجران آه سوزان     كه ديگر غم به پايان خواهد آمد

مكن ناله تو مظلومانه ز ظالم        كه شاه دين و ايمان خواهد آمد

بسوز اي دشمن مولا كه مولا           بعز و جاه شايان خواهد آمد

ملايك در ركاب و التزامش             بجاهي بس فراوان خواهد آمد

مگر صاحب ندارد دين و قرآن        به قرآن عصر قرآن خواهد آمد

بسر آن پرچم نصر من الله            به كف شمشير بران خواهد آمد

بشارت بادت اي شيعه كه مهدي      بقربانش سر و جان خواهد آمد

مخور غم چون به پايان روزگار انتظار               آيد رود سرماي دي آندم كه هنگام بهار آيد

خزان بر تخت يغما چند روزي بيش ننشيند         صبا با جيش نوروزي و لطف بي شمار آيد

جهان از نو جوان گردد ز انفاس مسيحايش          اگر آن ماه كنعاني بصرف لاله زار آيد

به پايان مي رسد تاريكي شبهاي غم افزا            چو خورشيد جهان آرا برون از كوهسار آيد

فداي مقدمش سازم هزاران بار جانم را               اگر دانم ز روي لطف بر سويم نگار آيد

دو چشمم منتظر بر در چو يعقوب از غم يوسف     كه شايد پيك مصري را بدين درگه گذار آيد

جهان در انتظار و من به اميدم كه تا روزي            همايون طلعتم مهدي به امر كردگار آيد

الهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 5:26  توسط راهيان عشق  |