خدايا بر من ببخش آنچه را در سهم بندگي با خود نياورده ام خدايا مرا از تنهائي و بي كسي رهائي ده كه
انديشه اي بر تر از تو نيافته ام .
اي خالق هنري كه با سكوت شبانه اش اقرار به حضور تو مي كند آنجا كه تو ناظري نوري است كه از
آسمان بر دل مي تابد و خود خود را بخاطر خود مي خواهد.
اي نيش شفابخش قلم الهام حضور خدا را در قلبم فرو بر آنقدر كه قلم از سوز ، جوهر از گداز و لوح سفيد
ار محفوظ نگاه داشتن معذور نمي ما ند .

امسال هم ماه رجب شد دوباره سنت اعتكاف و گوشه نشيني ها و دل بستن به معبود پا گذاشتن در حرم امن
توسل و بندگي تنها زمزمهً عشق است كه جاريست و باران بندگي مي بارد .
تلالو انوار الهي كه از دروازه هاي آآسمان مي تا بد و دلها را تحت تابش نور حقيقت سيراب مي سازد .
غزل زندگي عاشقانه ترين فصل خود را از اشك ديدگان مي سرايد و اين چشمان منتظر به رسيدن يار است
كه امسال نيز در فراغ معشوق دلها اين غزل را مي خواند
شبهاي رجب بر همه شما مبارك

پروانه صفت ز سوز و سازش نگذشت
خواب خوش به چشم نازش نگذ شت
بنگر به شهامت حسين بن علي
از جان بگذشت و از نمازش نگذ شت





طلوع اولين كوكب آسمان ولايت و امامت و مولود كعبه به پيشگاه آقا امام زمان و بر همه شيعيان تبريك عرض مي نمايم




اي زمين شادي نما كه امروز جانان مي رسد
از شكاف كعبه ات هم نور عرفان مي رسد 
دردمندان هر كدامي سوي درماني روند
دردمندان شاد باداز اينكه درمان مي رسد
اي گدايان جهان رو سوي اين وادي كنيد
سرو بستان جهان اين شاه شاهان مي رسد 
اي كه مظلوماني و حقيقت زير پا له گشته است
عدل مي آيد برون و شاه مردان مي رسد
اي گرفتاري به تاريكي و ظلمت در جهان
بند بگشا از خودت خورشيد تابان مي رسد
اي سحر شادي نما فصل سرور آمد پديد
چون علي گل واژهً معناي انسان مي رسد





يا مرتضي علي



