تبليغاتX
مو سم يار

مو سم يار

بيا بيا كه سوختم ز هجر روي ماه تو تمام عمر دوختم دو چشم خود به راه تو

سربندهای فراموش شده

 

سربندهاي فراموش شده

دست بيعت به شهيد و آرماناش نزديم

اون چيزي كه اونا خواستند ما ها هر گز نشديم

اونجا با ذكر حسين شبونه معبر ميزدند

همه جا جار مي زدندغلام ابن الحسن اند

ذكر يابن العسکري از لبشون كم نمي شد

غير يا مهدي چيزي به دردا مر حم نمي شد

اينجا كم كم خاطرات را از تو ذهنا مي برند

ديگه حرفي از شهيد تو مجلسا نمي زنند

اونجا ناله مي زدند چرا آقامون نمي ياد

حال جبهه خبر از حضور آقامون مي داد

اينجا خون به قلب ناز مهدي زهرا شده

صوت موسيقي طنين انداز محفلها شده

اينجا با زخم زبون جانبازو تحويل مي گيرند

همه عزت را توي ثروت و تحصيل مي بينند

اونجا سربند ابو الفضل به همه توان ميداد

بسيجي لب تشنه كنار دريا جون مي داد

اينجا غيرت مي دنو عشق تمدن مي خرند

با حجاب بي حجابي دم از تمدن مي زنند

اين طريق نبوي و سيرهً مولا نبود

در ازاي پارهً دلي كه جبهه داده بود

خونهً خشتي سزاي مادر شهيد نبود

اين وصيت نامهً بت شكن خمين نبود

روي بوم خونه ها جز پرچم حسين نبود

یا ابا صالح پس کی می آیی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 5:9  توسط راهيان عشق  |