تبليغاتX
مو سم يار
اي شقايق هاي آتش گرفته .... دل خونين ما شقايقي است که داغ شهادت شما را بر خود دارد ... آيا آن روز نيز خواهد رسيد که بلبلي ديگر در وصف ما سرود شهادت بسرايد؟ .... سيد شهيدان اهل قلم
بيا بيا كه سوختم ز هجر روي ماه تو تمام عمر دوختم دو چشم خود به راه تو
 

خدايا بر من ببخش آنچه را در سهم بندگي با خود نياورده ام خدايا مرا از تنهائي و بي كسي رهائي ده كه

انديشه اي بر تر از تو نيافته ام .

اي خالق هنري كه با سكوت شبانه اش اقرار به حضور تو مي كند آنجا كه تو ناظري نوري است كه از

آسمان بر دل مي تابد و خود خود را بخاطر خود مي خواهد.

اي نيش شفابخش قلم الهام حضور خدا را در قلبم فرو بر آنقدر كه قلم از سوز ، جوهر از گداز و لوح سفيد

 ار محفوظ نگاه داشتن معذور نمي ما ند .

امسال هم ماه رجب شد دوباره سنت اعتكاف و گوشه نشيني ها و دل بستن به معبود پا گذاشتن در حرم امن

توسل و بندگي تنها زمزمهً عشق است كه جاريست و باران بندگي مي بارد .

تلالو انوار الهي كه از دروازه هاي آآسمان مي تا بد و دلها را تحت تابش نور حقيقت سيراب مي سازد .

غزل زندگي عاشقانه ترين فصل خود را از اشك ديدگان مي سرايد و اين چشمان منتظر به رسيدن يار است

 كه امسال نيز در فراغ معشوق دلها اين غزل را مي خواند

شبهاي رجب بر همه شما مبارك

پروانه صفت ز سوز و سازش نگذشت

 خواب خوش به چشم نازش نگذ شت

بنگر به شهامت حسين بن علي   

از جان بگذشت و از نمازش نگذ شت

طلوع اولين كوكب آسمان ولايت و امامت و مولود كعبه به پيشگاه آقا امام زمان و بر همه شيعيان تبريك عرض مي نمايم

اي زمين شادي نما كه امروز جانان مي رسد

از شكاف كعبه ات هم نور عرفان مي رسد

دردمندان هر كدامي سوي درماني روند

دردمندان شاد باداز اينكه درمان مي رسد

اي گدايان جهان رو سوي اين وادي كنيد

سرو بستان جهان اين شاه شاهان مي رسد

اي كه مظلوماني و حقيقت زير پا له گشته است

عدل مي آيد برون و شاه مردان مي رسد

اي گرفتاري به تاريكي و ظلمت در جهان

بند بگشا از خودت خورشيد تابان مي رسد

اي سحر شادي نما فصل سرور آمد پديد

چون علي گل واژهً معناي انسان مي رسد

يا مرتضي علي

|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385  |
 فضیلت ماه رجب

 

بدانكه اين ماه و شعبان و ماه رمضان در شرافت تمامند و روايت بسيار در فضيلت آنها وارد شده بلكه از حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم روايت شده كه ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهي در حرمت و فضيلت بآن نميرسد و قتال با كافران در اين ماه حرام است ، و رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسي كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خشنودي بزرگ خدا گردد و غضب الهي از او دور گردد و دري از درهاي جهنم بر روي او بسته گردد و از حضرت موسي بن جعفر عليه السلام منقولست كه هر كه يكروز ماه رجب را روزه بدارد آتش جهنم يكساله راه از او دور دور شود وهر كه سه روز آنرا روزه دارد بهشت بر او واجب گردد و ايضا فرمود : كه رجب نام نهري است در بهشت از شير سفيد تر و از عسل شيرين تر هر كه يك روز رجب را روزه دارد البته از آن نهر بيا شامد و از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمود: كه ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را اصب مي گويند زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر امت من بسيارريخته مي شود پس بسيار بگوييد :

استقفر الله و اسئله التوبة

و ابن بابويه بسند معتبر از سالم روايت كرده است كه گفت : رفتم بخدمت حضرت صادق عليه السلام در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن ماه مانده بود ، چون نظر مبارك آنحضرت بر من افتاد فرمود كه آيا روزه گرفته اي در اينماه؟ گفتم نه والله اي فرزند رسول خدا . فرمود : كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آنرا بغير از خدا كسي نميداند ، بدرستيكه اين ماهي است كه خدا آنرا بر ماههاي ديگر فضيلت داده و حرمت آنرا عظيم نموده و براي روزه داشتن آن گرامي داشتن آنرا برخود واجب گردانيده ، پس گفتم يابن رسول الله اگر در باقيمانده اين ماه روزه بدارم آيا به بعضي از ثواب روزه داران آن فائز ميگرد م ، فرمود اي سالم هر كه يكروز از آخر اينماه را روزه بدارد خدا او را ايمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر ، و هر كه دو روز ار آخر اينماه را روزه بگيرد بر صراط بآساني بگذرد و هر كه سه روز آخر اينماه را روزه دارد ايمن گردد از ترس بزرگ روز قيامت و از شدتها و هولهاي آنروز و برات بيزاري از آتش جهنم باو عطا كنند و بدانكه از براي روزه ماه رجب فضيلت بسيار وارد شده است ، و روايت شده كه اگر شخصي قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه اين تسبيحات را بخواند تا ثواب روزه آنرا در يابد :

سبحان الا له الجليل ، سبحان من لا يبغي التسبيح الا له ، سبحان الا عزالاكرم ، سبحان من لبس العزو هوله اهل

از حضرت رسول صلي الله عليه و آله روايت شده كه هر كه در ماه رجب صدمرتبه بگويد :

استغفر الله الذي لا اله الا هو ، وحده لا شريك له ، و اتوب اليه

و ختم كند آنرا به صدقه ختم فرمايد حق تعالي براي او به رحمت و مغفرت ، و كسي كه چهارصد مرتبه بگويد بنويسد براي او اجر صد شهيد .

و نيز از آنحضرت مرويست كه كسيكه بگويد در ماه رجب هزار مرتبه :

لا اله الا الله

بنويسد خداي عز وجل براي او صد هزار حسنه ، و بنا فرمايد براي او صد شهر در بهشت .

روايت است كسي كه در رجب در وقت صبح هفتاد مرتبه و در وقت پسين نيز هفتاد مرتبه بگويد :

استغفر الله و اتوب اليه

و چون تمام كرد دستها را بلند كند و بگويد :

اللهم اغفر لي و تب علي

پس اگر در ماه رجب بميرد خدا از او راضي باشد و آتش او را مس نكند ببركت رجب .

سيد در اقبال فضيلت بسيار از حضرت رسول صلي الله عليه و آله نقل كرده براي خواندن قل هو الله احد ده هزار مرتبه يا هزار مرتبه يا صد مرتبه در ماه رجب و نيز روايت كه هر كه در روز جمعه صد مرتبه« قل هو الله احد » بخواند براي او نوري باشد در قيامت كه او را به بهشت بكشاند .

و نيز روايت شده از حضرت رسول صلي الله عليه و آله كه هر كه در روز خمعه ماه رجب چهار ركعت نماز كند مابين ظهر و عصر بخواند در هر ركعتي حمد يك مرتبه و آية الكرسي هفت مرتبه و « قل هو الله احد » پنج مرتبه پس ده مرتبه بگويد « استغفر الله الذي لا اله الا هو و اسئله التوبة »

بنويسد حق تعالي براي او از روزيكه اين نماز را گذارده تا روزي كه بميرد هر روزي هزار حسنه ، و عطا فرمايد او را بهر آيه كه خوانده شهري در

بهشت از ياقوت سرخ و بهر حرفي قصري از در سفيد و ترويج فر مايد حور العين و راضي شود از او بغير بخط و نوشته شود از عابدين و ختم

فر مايد براي او به سعادت و مغفرت ، سه روز اين ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بدارد زيرا كه روايت شده هر كه در يكي از ماههاي حرام اين سه روز را روزه بدارد حق تعالي براي او ثواب نهصد سال عبادت بنويسد.

خیلی خیلی التماس دعا

|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در پنجشنبه پنجم مرداد 1385
 ای منتظر نگاه کن

موضوع فلسطين سالهاست كه ورد زبانها شده و گوشهايي كه ديگر آ نچه كه بايد بشنوند را نمي شنوند و چشم هايي كه ديگر آ نچه كه بايد ببينند را نمي بينند .

فلسطين شهر عشق سالهاست كه شاهد پر پر شدن فرزندانش مي باشد اين مادر شكسته دل ساليان سال است كه با چشمي گريان رو به سوي افق مي نگرد

سا ليان سال است كه به هنگام سپيده دم با آ ه اسارت سر بر سجده عشق مي سايد سا ليان سال است كه زمزمه درونش آ زاديست

ساليان سال است كه تكه تكهً وجودش را براي آ زادي و پرواز به آ سمان عشق نثار مي كند ساليان سال است كه دروازه هاي عشق رو به سوي عاشقان اين مادر سپيد ابرو گشوده شده است .

سا ليان سال است كه كر كس ها در حريم پاك و ملكوتي آ سمان دل اين مادر خسته دل پرواز مي كنند .

و ساليان سال است كه بلبلان عاشق در فراق گلستان مادر با چشم گريان به خواب مي روند .

اگر نگاه كنيم مي فهميم كه ديگر غوغاي خنده اي نيست ديگر آ سوده خاطر بودن در نگاه هاي چكاوكان نيست . شب پردهً سياهي خود را بر فراز چشمان كبوتران عشق گسترانيده است و آ نها را حيران آ وارهً ... .

ولي ما نگاه نكرديم پرده سكوت را بر لبان خود كشيديم و از پس اين پرده زبان زبان گشوديم .

حال دوباره فلسطيني ديگر

اينبار نوبت لبنان شده است كه زير عصيان گري اين گر گان گرسنه دريده شوند

نگذاريم كه اسرائيل و حاميانش به اهداف شوم خود جامهً عمل بپوشانند.

يا ابا صالح المهدي ادركني

اين شعر تقديم به عاشقاني كه مرغ دلشان به سوي هواي رضا پر كشيده است:

كاش مرا به لطف خود در حرمت صدا كني

درد مرا يكي يكي از كرمت دوا كني

مرغ دلم كشيده پر تا به حريم امن تو

تا كه تو ضامنم شوي آهوي من رها كني

روز تو را صدا كنم شام تو را ندا كنم

تا كه به نور شعشعت كلبهً من صفا كني

شاه تويي ، ماه تويي، بر همه آ گاه تويي

عاشق سرگشته منم حاجت من روا كني

من كه به خود نيامدم عشق تو مي كشد مرا

باز به پاي خود نيم تا كه مرا شفا كني

ذكر تو بر مصائبم گشته گره گشاي آن

تا به اميد اين كه تو از همگان جدا كني

سائل كوي تو منم زائر روي تو منم

آ مده ام كه تو مرا از نظرت رضا كني

كعبه نصب من نشد سالك بي نوا منم

كاش صفا و مروه را در حرمت به پا كني

وصل تو آ رزوي من عشق تو آ بروي من

مهر تو در سبوي من گر نظري به ما كني

بي تو نه زندگي كنم بي تو نه مردگي كنم

تا كه به جود خود مرا كرشمه اي عطا كني

 

 

 

|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در شنبه سی و یکم تیر 1385  |
 

بسم رب المهدي

 در  وبلاگ برادر خوبم كه لينكش در زير است مطلبي را خواندم که حقیقت خاموشی را روشن می سازد به

 فكر افتادم كه چرا من ساكت باشم.

 http://www.fadaianemahdaviat.parsiblog.com

با مقدمهً برادر عزيزم شروع مي كنم . خدايا خودت از كوتاهي و غفلت من بگذر.

مسابقات جام جهاني به پايان رسيد يادش بخير يك ماه شور واشتياق يك ماه هيجان و... به پايان رسيد.

همهً ما روز وشب با شوق خاصي مي نشستيم پاي تلويزيونامون اگر هم برق نبود با هر ترفندي بود خودمونو

 مي رسونديم خونهً اقوام براي ديدن مسابقات فوتبال، هم حرص مي خورديم هم كيف مي كرديم هم

 مي خنديديم تا تيم مورد علاقمون گل مي زد تا هم گل مي خورد اشك تو چشمامون جمع مي شد .

يادش بخير چه بحثها و چه جنجالهايي سر تيم ملي داشتيم اصلا تا يه مدتي تا بي كار بوديم از تيم ملي

 مي گفتيمو از همشون انتقاد مي كرديم ولي خب اينا هم مثل همهً اتفاقهاي روزانه روزي مي ياد و روز بعد

 مي ره واز خاطره ها فراموش مي شه ، همهً مردم دنيا هم مثل ما هستند.

اما يكم اونورتر درست تو فلسطين تو اين يك ماه وضعيت با جاهاي ديگه فرق داشت.

اونا نتونستند مثل ما بنشينند پاي تلويزيوناشون و فوتبال ببينند ما غرق خنده و شادي و سرگرمي بوديم او نا

 هم زير لگدهاي توپ و تانك و تفنگ له مي

شدند . چندين دهه است كه جاي فلسطيني ها تو جام جهاني خاليه.

مگر نه اينكه مسابقات فوتبال جام جهاني خودش بهانه اي بود براي صلح جهاني براي اينكه هر چهار سال

 مردم جهان دور هم جمع بشوند و با هم به تشويق تيم هاي مورد علاقشون بپردازند با هم بگند و بخنند و با

 فرهنگهاي همديگه آشنا بشوند .

اما حالا چي مي بينيم؟

بجاي صلح تماشاچيان به جون هم مي افتند ، خود بازيكنان تو زمين بازي به هم توهين مي كنند براي برد به

 قصد مصدوم كردن تيم حريف رو پاي همديگه ترك مي رند و ... .

اسرائيل درست تو همين يك ماه شدت حملات خود را چند برابر كرد اما آيا صداي كسي بلند شد.

شد تو اين مسابقات براي همدردي هم شده يك بار فقط يك بار پرچم فلسطين را به احتزاز در بياورند اونوقت

 خودشون را مدعي حقوق بشر مي دانند!

اصلا چرا راه دوري مي ريم چرا تيم ملي خودمون اقدامي نكرد چرا اونا كاري نكردند كه مردم تو ورزشگاه

 بجاي مسابقات فوتبال به ياد فلسطيني ها بيفتند.

چطور مردم آلمان براي كشته شدن يك خرس اعتراض كردند ولي يادشون نبود كه تو فلسطين خيلي راحت

آدما كشته مي شند آيا ارزش مردم فلسطين از يك خرس آلماني كمتره؟ اصلا كسي اون موقع صداشو بلند

كرد كه عمل صهيونيست ها را محكوم كنه.

فقط تنها كساني كه صداي اعتراض خود را بلند كردند و كرده اند خا خام هاي يهودي بودند ، بگذريم... .

به خدا اگر خود آقا بياد اولين باز خواستي كه از ما به اصطلاح منتظران مهدي مي كنه اينه كه چرا نسبت ب

ه برادران و خواهران فلسطيني خودتون بي خيال بوديد .

برادران و خواهران بيا ييد دل آقا را شاد كنيم .

دنياي غرب به جرم اينكه حكومت ايران به مبارزان فلسطيني كمك مي كنه به حكومت ايران مي گه تروريسم

 بگذاريد به ملت ايران هم بگند تروريسم كه البته اين را هم مي گو يند.

به خدا كه همهً ما به حضور آقامون نياز داريم چرا كه هممون تو خواب غفلتيم.

خلاصه اينكه تا وقتي همهً مردم دنيا با هم در مقابل ظلم يك صدا نشوند به قول برادر خوبم ما همچنان در پردهً غفلت مي مانيم به خدا كه آقا در پردهً غيبت نيست اين چشماي ماست كه حضور ايشان را نمي خواهد.

اينهمه مي رويم جمكران براي ظهور آقا دعا مي كنيم ، براي نبودنش شب و روز بي قراري مي كنيم اما آيا يكي از ما صدامونو بلند كرديم و جلوي ظلمي كه داره مي شه ايستاديم .

منتظر واقعي كسي هست كه نه ظلم مي كنه و نه اجازه مي دهد كه كسي به او ظلم كند ، آيا ما اينطور بوده ايم؟

تا وقتي كه خودمان را مصداق يك منتظر واقعي نكنيم آقا نمي ياد ، زيرا كه آقا وقتي بيايند براي دادگري و

براي انتقام مي آيند انتقام تمام خونهاي بي گناهي كه ريخته شده آن هم به نا حق .

تا وقتي كه ما عدالت خواه و دادگر نشويم آقا نمي ياد چون ياري نداره .

يا مهدي 

بيا جانا كه جانا خواهد آمد                امير شاه خوبان خواهد آمد

بر اين دنياي ظلماني سر انجام       شهي چون ماه تابان خواهد آمد

گرفتاران پريشانان بياييد                كه شاه غمگساران خواهد آمد

الا اي بي پناهان ناله تا  كي          پناه بي پناهان خواهد آمد

بگو از ما به جمع مستمندان        كه شاه فضل و احسان خواهد آمد

مريضان دردمندان مژده بادا          طبيب درد و درمان خواهد آمد

مكش اي دل ز هجران آه سوزان     كه ديگر غم به پايان خواهد آمد

مكن ناله تو مظلومانه ز ظالم        كه شاه دين و ايمان خواهد آمد

بسوز اي دشمن مولا كه مولا           بعز و جاه شايان خواهد آمد

ملايك در ركاب و التزامش             بجاهي بس فراوان خواهد آمد

مگر صاحب ندارد دين و قرآن        به قرآن عصر قرآن خواهد آمد

بسر آن پرچم نصر من الله            به كف شمشير بران خواهد آمد

بشارت بادت اي شيعه كه مهدي      بقربانش سر و جان خواهد آمد

مخور غم چون به پايان روزگار انتظار               آيد رود سرماي دي آندم كه هنگام بهار آيد

خزان بر تخت يغما چند روزي بيش ننشيند         صبا با جيش نوروزي و لطف بي شمار آيد

جهان از نو جوان گردد ز انفاس مسيحايش          اگر آن ماه كنعاني بصرف لاله زار آيد

به پايان مي رسد تاريكي شبهاي غم افزا            چو خورشيد جهان آرا برون از كوهسار آيد

فداي مقدمش سازم هزاران بار جانم را               اگر دانم ز روي لطف بر سويم نگار آيد

دو چشمم منتظر بر در چو يعقوب از غم يوسف     كه شايد پيك مصري را بدين درگه گذار آيد

جهان در انتظار و من به اميدم كه تا روزي            همايون طلعتم مهدي به امر كردگار آيد

الهم عجل لوليك الفرج

|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385  |
 

آخرين وصي پيامبر خدا ، دوازدهمين امام شيعه و چهاردهمين معصوم از خاندان رسالت ، حضرت مهدي (عجل اللله تعالي فرجه) در سپيده دم نيمهً شعبان سال 255 هجري در سامرا ديده به جهان گشود و انتظار مژده اي كه پيامبر خدا و امامان از دو قرن پيش داده بودند ، سر آمد.

نام آن حضرت ، نام پيامبر خدا و كنيهً او كنيهً رسول خداست (محمد ، ابوالقاسم) و توصيه شده كه در عصر غيبت ، از او به نامش ياد نشود، بلكه با القاب متعددي كه دارد مثل مهدي، منتظر، حجت، صاحب الامر، صاحب الزمان، بقيةالله، قائم، خلف صالح و... نام برده شود.

پدرش «امام عسگري عليه السلام» و مادرش «نرجس» است كه نام اصلي وي مليكه ، دختر يشوعا فرزند قيصر روم بود.

از آنجايي كه حكومت هاي ستمگر، طبق وعدهً روايات ، زوال قدرت خود را در اين مولود خجسته مي ديدند و مي دانستند كه از نسل امام عسگري عليه السلام خواهد بود ، پيوسته آن حضرت را زير نظر داشتند. امام يازدهم نيز تولد اين فرزند را از مردم كتمان مي كردند تا دستگاه خلافت به وجود او پي نبرد. البته در همان دوران كودكي ، براي آنكه شيعيان نسبت به امام بعدي بي خبر نباشند ، امام زمان توسط پدر ارجمندشان به برخي اصحاب خالص و مطمئن نشان داده مي شد تاحجت خدا را بشناسند و بعدا دچار گمراهي نشوند.

امام زمان 5 ساله بودند كه پدرشان امام عسگري به شهادت رسيدند. حضرت بر جنازهً مطهر پدر نماز خواند و چون ماموران از وجود او با خبر شدند ، در تعقيب او به منزل هجوم آوردند . ولي حضرت در يكي از سردابهاي خانه از چشمها ناپديد شد و هر چه گشتند او را نيافتند. بدينگونه رابطهً آشكار مردم و حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) قطع شد .

امام عصر عليه السلام از آن زمان تا سال 329 هجري ، به مدت 69 سال (كه دورهً غيبت صغري ناميده مي شود) از طريق چهار نمايندهً خاص ، با مردم رابطه داشت و نامه ها ، نيازها و سؤال هاي آنان از طريق اين نواب خاص به حضرت مي رسيد و پاسخ آن دريافت ميشد. به نامه هاي آن حضرت «توقيعات» گفته مي شود. نايب هاي ويژهً او كه در چهار نسل پياپي واسطهً ميان امام و امت بودند ، عبارتند از : عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان، حسين بن روح و علي بن محمد سيمري. با مرگ چهارمين سفير خاص امام در سال 329 ، دوران غيبت كبري آغاز شد كه تا كنون ادامه دارد و جانشينان حضرت ، فقهاي عادل و واجد شرايط در هر زمان اند.

حضرت مهدي عليه السلام هم اكنون از ديده ها پنهان است و ما در عصر غيبت به سر مي بريم و از ديدن جمالش محروميم . البته در اين دوازده قرني كه از عمر آن حضرت مي گذرد ، اشخاص متعددي به خاطر صلاحيت و تقوا و عمل صالح ، توفيق ديدار او راداشته اند . شوق ديدار او در همهً دلها وجود دارد و شيعيان ، در انتظار پايان دورهً غيبت و فرا رسيدن «عصر ظهور» تا به ياري او بشتابند.

عمر طولاني او از معجزات الهي است . وقتي ظهور كند، در چهره و نيروي يك مرد چهل ساله خواهد بود. در عصر غيبت ، جهان از وجود او بهره مي برد ، آن سان كه خورشيد پشت ابر بهره مند مي شود . او حجت خدا در عصر غيبت است و هرگز زمين خالي از حجت نخواهد بود.

ظهور او شرايطي دارد كه وقتي فراهم باشد و خداوند اذن دهد ، آن حضرت در روز جمعه اي از مكه و كنار خانهً خدا ظهور مي كند و تعداد313 نفر از ياران خاص او از سراسر جهان بسرعت خود را به او مي رسانند و با او بيعت مي كنند و قيام جهاني او آغاز مي شود.

امام زمان عليه السلام ذخيرهً الهي براي گسترش قسط و عدالت در سراسر جهان است . وقتي آن حضرت ظهور كند ، امنيت ، عدالت ، رونق اقتصادي ، وفور نعمتهاي الهي در زمين ، صلح و صفا و برادري و مساوات در سطح جهان بر قرار خواهد شد. نصرت الهي پشتيبان اوست و جهان مسخر فرمان او مي گردد و حكومت واحد جهاني تشكيل مي شود و قانون خدا و احكام قرآن به نحو كامل در همه جاي گيتي حاكم خواهد گشت و قدرتهاي ستم نابود خواهد شد.

وجود آن امام ، مشخصات وي ، مژدهً ظهورش ، ويژگي اصحابش و چگونگي حكومتش ، در روايات بسيار آمده است و طبق روايات ، عقيدهً به او مخصوص به شيعه نيست،بلكه روايات بسيار در در كتابهاي اهل سنت نيز دربارهً او نقل شده است.

به علاوه ، عقيده به مهدويت و وجود يك نجات بخش در پايان عمر جهان نه تنها در اسلام بلكه در اديان آسماني ديگر هم مطرح است و همهً فرقه ها به نحوي به يك «موعود» و «منجي» عقيده دارندو در انتظار يك مصلح جهاني به سر مي برند.همين عقيده سبب شده كه در طول تاريخ ، بارها از سوي دروغگويان ادعاي مهدويت يا واسطه بودن بين امام و مردم اظهار شود و از اين راه ، فرقه هايي انحرافي و مسلكهايي ساختگي پديد آيد.

فرقهً بهائيت و قادياني گري دو نمونه از اين گروههاي منحرف است . امام عصر عليه السلام هم اكنون زنده است و از آنچه در جهان و ميان مسلمانان مي گذرد با خبر است ، هر چند ديده نمي شود و كسي از جاي او و زمان ظهورش آگاه نيست. ديدار چهرهً او ، به سختي ميسر است ، آن هم براي انسانهاي صالح و پاك ، در صورتي كه حضرت مهدي عليه السلام صلاح بداند.

براي زمان ظهور حضرت ، نشانه هايي در روايات بيان شده كه به «علائم ظهور» مشهور است وبروز آن نشانه ها ، نشانهً نزديكي عصر ظهور است. فراگيري ظلم و جور در سطح جهان ،پيدايش جنگها و فتنه ها و آشوب ها ي ويرانگر ، نا امني در همه جا، رواج فساد و گناه در جامعه ها ، گراني و نا بساماني اوضاع اقتصادي و... از آن جمله است.

وقتي امام زمان عليه السلام ظهور كند ، از مكه به سوي مدينه ، سپس به سوي عراق و كوفه حركت مي كند . عيساي مسيح از آسمان فرود آمده ، به او اقتدا مي كند . مر كز حكومتش كوفه خواهد بود . اما سپاه او سراسر جهان را فتح خواهد كرد. در شام و فلسطين و مناطق ديگر ، نبردهاي خونيني بين ياران او و پيروان طاغوت ها پيش خواهد آمد . سر انجام ، پيروز نهايي از آن اوست . زمين ، گنجينه هاي خود را براي امام آشكار مي سازد ، امنيت همه جا حاكم مي شود ، ويراني ها آباد و ستمگران نابود و مؤمنان عزيز مي شوند.

آن حضرت چند سال (هفت يا هفتاد سال) حكومت جهاني خواهد داشت ، سپس به شهادت مي رسد و حكومت عدل او با بازگشت دوبارهً امامان معصوم ادامه مي يابد. سپس عمر جهان به پايان رسيده ، مقدمات قيامت فراهم مي گردد .

در عصر غيبت ، شيعيان وظيفه دارندكه با انتظار فرج ، زمينه ساز حكومت جهاني او شوند و از پيشگاه خدا ، آمدن او را طلب كنند. انتظار فرج كه از برترين عبادتها به شمار آمده ، همراه با اصلاح خود و جامعه و مبارزه با ستم و فساد و فراهم ساختن شرايط متناسب با «دولت كريمهً » امام زمان عليه السلام است و منتظر مصلح ، بايد خودش هم صالح باشد!

|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در شنبه هفدهم تیر 1385  |
 یاس شکسته

 

سلام بر بقيع وزهرا سلام بر آن ناله هاي آتشين سلام بر جوانه اي كه ميان در و ديوار ماند و شكوفه داد سلام بر گل ياسي كه پر پر گشت

يا فاطمه تو همان گلي بودي كه پژمردنت شاخهً قامت علي را شكست تو همان كشتي نجات مردم از درياي سرگرداني بودي كه هم اكنون طوفان ستم او را واژگون ساخت باور نمي كنم كه اين ستارهً افول گرفته همان اختر تابناك زهره زهرا باشد كه شب چو خورشيد مي درخشيد.

از دياري غريب مي نويسم از آنجايي كه راه من از تو دور است .

هر چه خواستم از تو بگويمديدم تو در افلاكي و من در زنجير خاك اسير گشته ام مادرم براي فرزند گنهكارت دعا كن.

مادر جان به اندازه تمام شبهاي غريبي كه علي در ماتم تو گريه كرد به اندازهً همهً ناله هاي شبانهاي كه زينب در فراغ تو سر داد دلم غم دارد.

اين غم همان غم از تو دور ماندن است ولي اميدوارم...

مثل يك پرنده ً شكسته بال مثل يك جوي بي آب مثل گلدان در انتظار آب مثل مدينه بدون زهرا مثل يك شب شكست ياس در آن شبي كه حسن و حسين در غم مادر گريستند آه مادر دلم غم دارد.

مي خواهم از غمي سنگين به ديار آرزومند بنويسم:

فرستنده: گنهكار

گيرنده: شافع محشر

بانويم مادر خوبم مي خواهم از همه دردها ي درونم بگويم كه چنان نوارهاي گدازان چون آبهاي جوش سامرا مي ماند كه درونم را مي سوزاند و روح و روان مرا بسان پره چرخهايي كه آلتي را به دنبال خود روي زمين مي كشند مي سايند.

ميدانم كه درونت ماواي غم گشته و مي دانم كه دلت از بيداد خون است خجالت مي كشم كه نام حسين بر زبان آورم و يا بگويم به اندازه زينب دلم داغدار است زيرا كه در آن ظهر سوزان نبودم تا كه از امامم دفاع كنم ويا هم ركاب زينبت باشم

مادرم تنها راه توسلمان به خدا تو هستي وبا ابراز عطشهاو ناله هاي درونمان به استعانت از شما خداوند خط عفو بر گناهانمان مي كشد و با ياري شما و پدر و شوهر و فرزاندانتان مي توان راه تعالي را بپيماييم باشد كه اين مقدمه يك سفر باشدبراي...

مادرم من كجا ناله ها و اشكهايم را سرازير كنم بر سر كدام آرامگاه سر بر زانويت گذارم .

از كه آرامگاهت را پرسم تربت پاك تو الان كجاست نفس احساسم كجايي كو نشاني از خاك پايت بگو

آتش زدي اين دل را در فراغت اي كبوتر سينه سوز پر شكسته بگو كجايي.

|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در پنجشنبه هشتم تیر 1385  |
 سربندهای فراموش شده

 

سربندهاي فراموش شده

دست بيعت به شهيد و آرماناش نزديم

اون چيزي كه اونا خواستند ما ها هر گز نشديم

اونجا با ذكر حسين شبونه معبر ميزدند

همه جا جار مي زدندغلام ابن الحسن اند

ذكر يابن العسکري از لبشون كم نمي شد

غير يا مهدي چيزي به دردا مر حم نمي شد

اينجا كم كم خاطرات را از تو ذهنا مي برند

ديگه حرفي از شهيد تو مجلسا نمي زنند

اونجا ناله مي زدند چرا آقامون نمي ياد

حال جبهه خبر از حضور آقامون مي داد

اينجا خون به قلب ناز مهدي زهرا شده

صوت موسيقي طنين انداز محفلها شده

اينجا با زخم زبون جانبازو تحويل مي گيرند

همه عزت را توي ثروت و تحصيل مي بينند

اونجا سربند ابو الفضل به همه توان ميداد

بسيجي لب تشنه كنار دريا جون مي داد

اينجا غيرت مي دنو عشق تمدن مي خرند

با حجاب بي حجابي دم از تمدن مي زنند

اين طريق نبوي و سيرهً مولا نبود

در ازاي پارهً دلي كه جبهه داده بود

خونهً خشتي سزاي مادر شهيد نبود

اين وصيت نامهً بت شكن خمين نبود

روي بوم خونه ها جز پرچم حسين نبود

یا ابا صالح پس کی می آیی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385  |
 

پروانه به آتش زند از بهر تو خود را****ای شمع تو هم حرمت پروانه نگهدار

 

با وجودت آيه هاي عشق مي بارند و سيراب مي سازند دل منتظران به ديدارت را براي رويش دوبارهً شقايق وبا نبو دنت دل سراب غريب كوير است كه در

در آن بو ته هاي غم روييده بيا كه همهً ما دريايي شويم خروشان تا موجهاي سرگرداني را خفه سازيم و شور زار نبود تو را دفن نماييم كه نبودنت ما را در

باتلاق نااميدي مردابي ساخته و در چاه تاريك تنهايي محبوس گشته ايم با بودنت ديگر مرگ عشق را در ميان ياس ها نمي بينيم وشميم عشق با رويش

شقايقها عطر آگين مي شود.

بهار دلها در زمستان غم تو بايد در پي كدامين واژهً زيباي زندگي باشيم تا كه جادهً تنهايي را سپري كنيم تا به نور ديدهً عشق رسيم تا كه التهاب خاموش دل

شعله كشد و مارا از اين فرياد بي صدايي نجات دهد بيا كه آواي رهايي را صداي تو در گوش دلمان مي نوازد و روشنايي مهتاب را ترنم رؤيايت به چشم

هاي يتيم ما مي دهد .

بيا كه بي تو جا ي پاي سبز گل در دلها محو گشته و غنچه ي عشق در درون پژمرده شده پس بيا و دروازه هاي دلهاي منتظر را بگشاي واز نور معرفتت

دلها را روشن سازوكلبهً احزان دلمان را با ديدار يوسف گمگشتيمان گلستان بنما.

روي زمين يه شهر رؤيايي مي بينم

نه نگو دريايي مي بينم

چشمامو مي بندم و توي دلم يه كربلايي مي بينم

وقتي از دور مي رسي

دو تا نور تو آسمونه

تلاً لوش تا كهكشونا

ديگه از كعبه نپرس نام و نشون

اون خودشه كه اومده روي زمبن


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385  |
 

بسمه الله الرحمن الرحيم

امشب از شمع رخت سوخته پروانه ها      آتش افتاد ز رخسار تو در خا نه ها

مرزهاي جغرافيايي در هم ريزد دنيا رنگهاي ديگر گيرد مسلح كل جهان حامي مستضعفان ويرانگر كاخ هاي ستمگران بنيانگذار حكومت واحد جهاني حضرت حجه ابن الحسن المهدي روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا ظهور كرده كاخهاي ظلمو استبداد را بر سر ستمگران فرو ريزد و شالوده ي حكومت واحد جهاني را بر اساس عدالت و آزادگي استوار سازد .

برفراز كره ي خاكي ديگرستمي روي ندهد ودر زير آسمان نيلي از تبعيض و بي عدالتي نشاني نماند فساد وتباهي از جهان رخت بر بندد و معيارهاي برجسته ي انساني ارزش واقعي خود را بازيابد واينك ساليان سال است كه دست نيرومند الهي در آستين غيبت فرو رفته تا روزي پس از سپري شدن دوران غيبت ظهور كرده و آفتاب عدالت را برهر كوهي وبرزني بتاباندوبرجنايتهاوخيانتهاي انسانها خاتمه دهد. نويد ظهور آن مصلح بزرگ جهان علاوه بر قرآن مجيد در تمام كتابهاي آسماني چون انجيل وتوراتو زبور آمده است اگر چه به جز قرآن تمام كتابهاي آسماني دستخوش تحريف شده اند لكن باز جملاتي از دستبرد تحريف گران مصون مانده كه در آن ها از ظهور مصلح كل جهان گفتگو شده است.

نظر به اينكه اين نويدهابه صورت پيشگويي در ارتباط با حوادث آينده بيان شده و مضامين آنها در قرآن كريم و اخبار متواتر و مسلم اسلامي وارد شده است هيچ ترديدي نمي ماند در اينكه اين عبارتها از منطق وحي سر چشمه گرفته ودر طول زمان از دستبرد انسانها مصون مانده است پيروان همه ي اديان اعم از ثنويت وكليميت مسيحيت ومجوسيت واسلام به استناد نويدهاي كتب مقدسشان در انتظار ظهور آن مصلح الهي به سر مي برند سيري گذرا در نمونه هايي كه متذكر آن خواهيم شد براي اثبات اصالت مهدويت و جهاني بودن اعتقاد به ظهور حضرت بقيه الله ارواحنا فداه كافي است (براي توضيح بيشتر به كتابهاي بشارتهاي عهدين و او خواهد آمد و سيماي امام زمان در آئينه اديان مراجعه شود)

آتش آن نيست كه از شعله آن خندد شمع       آتش آنست كه در خرمن پروانه زدند

اعتقاد به ظهور حضرت مهدي يكي از مسائل بنيادي و حياتي اسلام به شمار مي رود و با ديگر عقايد و احكام اسلامي پيوندي نا گسستني دارد بيش از يكصدو بيست آيه در قرآن كريم وارد شده كه پيشوايان معصوم عليهم السلام آنها را به ظهور حضرت بقيه الله تفسير نموده اند.( براي تحقيق بيشتر به كتابهاي : المحجه فيما نزل في القائم الحجه (عليه السلام)-المهدي في القرآن- موعود قرآن- شواهد التنزيل وسيماي امام زمان در آئينه ي قرآن مراجعه شود.)احاديث وارده در پيرامون حضرت بقيه الله ارواحنا فداه از طريق شيعه و سني بيرون از شمار است در اين رهگذر فقط نمونه هايي را بيان كنيم:

-در293حديث تصريح شده كه او فرزند امام حسن عسگري عليه السلام است.

در 90 حديث گفته شده كه او نوه ي امام هادي عليه السلام و نبيره ي امام جواد عليه السلام است.

در 95 روايت وارد شده كه او چهارمين فرزند امام رضا عليه السلام است.

در 199 روايت وارد شده كه او پنجمين فرزند حضرت موسي بن جعفر عليه السلام است.

در202 حديث وارد شده كه او ششمين فرزند امام صادق عليه السلام است.

در 103 روايت وارد شده كه او هفتمين فرزند امام باقر عليه السلام است.

در 185 حديث آمده كه او هشتمين فرزند حضرت سجاد عليه السلام است.

در 308 روايت وارد شده كه او نهمين فرزند امام حسين عليه السلام است.

در 214 حديث آمده كه او از تبار امير مومنان عليه السلام است.

در 192 روايت وارد شده كه وي از اولاد حضرت زهرا سلام الله عليها است.

در 48 روايت تصريح شده كه وي همنام رسول اكرم ودر 136 حديث تصريح شده كه او دوازدهمين امام و آخرين پسشواست ودر 91 روايت از غيبت طولاني ايشان گفتگو شده.

اي خوش آن شب كه تو از چهره بر افروزي شمع       همچو پروانه مرا سوزي و پروا نكني

نياز به وجود يك قائد ورهبر الهي كه به پا دارنده ي عدالت در سر تا سر گيتي باشد بر هيچ انساني پوشيده نيست جهان هستي منهاي آن قائد الهي و بدون قوانين حياتبخش اسلام روي آرامش نخواهد ديد دنياي متمدن و مترقي كنوني با آنهمه رهبران پيشتاز سياسي و مغزهاي متفكر جهاني و مجامع بين المللي از سازمان ملل گرفته تا سازمان عفو جهاني همه وهمه با طرحها و برنامه هاي گسترده ي خود كه با تلاشي طاقت فرسا و كوششي بي نظير براي باز گرداندن آرامش و آسايش به جهان مشغول فعاليت هستند ميزان موفقيتشان در ايجاد سعادت و امنيت جهاني بر همگان روشن است و نيازي به توضيح ندارد .

جنگهاي خانمان سوز الجزائر- ويتنام-اعراب و اسرائيل - ابتدا آوارگي ملت فلسطين به دست صهيو نيسم واشغال افغانستان وجنايات رژيم پليد بعث و باز اينبار آوارگي چچني ها به دست روسيه ونا امني حاكم بر عراق و همه وهمه سند رسوائي سازمانهاي بين المللي و ناتواني آنها در باز گردانيدن صلح و آرامش در جهان امروز است.

بررسي جنايتها و خيانتهاي زمامداران ممالك اسلامي از جمهوري گرفته تا سلطنتي و تجاوز آنها به حقوق ملت خود براي منافع شخصي ويا تامين مصالح ابر قدرتها هر انسان هشيار و با انصافي را از اصلاح جهان به دست اين اصلاح طلبان مايوس و نا اميد مي كند. و او را مطمئن مي سازد كه مصلح بايد آسماني باشد واز طرف خداوند داناو تواناتعيين گردد وبه قدرت نا پيدا كرانه ي حضرت احديت متكي باشد واو كسي جز ويرانگي كاخهاي ظلم و استبداد نمي خواهد و بنيانگذار عدل و داد ((مهدي منتظر ارواح العالمين له الفدا))نمي باشد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385  |
 
یا ابا صالح المهدی ادرکنی

شب هنگام در اوج غم ديده به ديدار تو مي آيم تا كه روشني آفتاب را در تاريكي ببينم و نور هدايت وجودت را از پشت ابرهاي غم بر دلم ساطع گردد و

منتظر طلوع خورشيد چشمانت هستم تا كه بيايي.

تا به كي سنگيني نبودنت پلكهاي ما را به روي ديدارت بسته باشد و تا به كي سكوت حزن انگيز ترين غزل هجر تو را بخواند و هيچ هيا هويي جز گريه هاي

خونبار شقايقها در دشت نباشد وتا به كدامين آدينه در حسرت ديدارت بباريم و با ياسمن ها در غم دوريت همخواني كنيم اي مضطر به دعا كي مي آيي تا كه

هق هق بلبلان كه از دوريت مي نالند به شادي مبدل شود بيا و تا به كي اين ابر سكوت بايد فاصله ي دوري باشد واز دل آسمان باران انتظار ببارد.

تو آسمونه پر ستاره       ابر چشمام همش ميباره

دلم به دست مادر تو        شبيه مشك پاره پاره

در بين طوفان بلا               دست تو تكيه گا همه

|+| نوشته شده توسط راهيان عشق در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385  |
 
 
بالا